19 شهریور 1389 17:20
 

جستجو

بررسی نسبت عقل و وحی از منظر فلسفه و مکتب تفکیک نسخه PDF چاپ ایمیل
19 شهریور 1387 ساعت 10:18

كتاب "بررسی نسبت «عقل و وحی» از منظر فلسفه و مکتب تفکیک"

به دنبال پیام مقام معظم رهبری مدظله العالی در اواخر سال 81، مبنی بر ضرورت جنبش نرم‌افزاری و تأکیدهای پیاپی ایشان در سخنرانی‌های اخیر در خصوص ضرورت نهضت آزاداندیشی، تولید علم و نظریه‌پردازی "دفتر جنبش نرم افزاری و توسعه علوم اسلامی" بخشی از فعالیت‌های خود را به برگزاری "کرسی‌های نظریه‌پردازی و  نقد اندیشه" معطوف داشت.

کتاب حاضر، متن تنظیم شده کرسی نظریه پردازی و نقد اندیشه است که در تاریخ های 12/9/83 و 15/11/83 در محل دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، «بررسی نسبت عقل و وحی از منظر فلسفه و مکتب تفکیک» را در منظر اصحاب اندیشه گذارده است، در این نشست استاد سید جعفر سیدان به بیان نظریه خود پرداخت و اساتید محترم آقایان فیاضی و پارسانیا به نقد و بررسی آن پرداختند.

محورهای بحث

تفکیک میان (عقل و وحی) یا تفکیک میان دین و فلسفه

عقل صریح و غیرصریح

مفهوم شناسی مکتب تفکیک، عقل، وحی، فلسفه

روش شناسی مکتب تفکیک

خلاصه مباحث:

نظریه‌پرداز:

1 ـ تفکیک از دیدگاه نظریه پرداز محترم، در واقع نه تفکیک میان «عقل و وحی» بلکه تفکیک میان «دین و فلسفه» می‌باشد؛ بدین معنا که روش شناسی فلسفه و وحی،‌متفاوت است و برای آنها دو منبع وجود دارد.

لذا آن چه که به عنوان فلسفه یا افکار بشری در اختیار ماست، مبتنی بر وحی و منابع وحیانی نیست، از این‌رو باید این دو حوزه تفکیک صورت گیرد.

2 ـ‌ در باب عقل و وحی، ایشان معتقدند عقل، حجیت ذاتی دارد و منجی مستقل در کنار وحی می‌باشد. از این رو هیچ گاه نمی‌توان عقل را حذف کرد، بلکه عقل پایه هر نظام فکری مطلوب و استوار به شمار می‌رود.

3 ـ منظور از عقلی که در کنار وحی،‌ حجّت است،‌ «مستقلات عقلیّه یا عقل صریح» می‌باشد و آنچه فراتر از عقل صریح باشد اصولاً‌ عقل نیست؛ و نمی‌تواند مبنای تعبیر و تفسیر متون دینی و منابع وحیانی قرار گیرد و حجیت ندارد.

4 ـ‌ «فلسفه اسلامی»‌به جای تمسک به عقل صریح یا عقل حجّت، به احکام مورد اختلاف عقل تمسک می‌کند و فراتر از بحث، عقل حجت را می‌کاود،‌ از این رو قهراً ناسازگاری میان احکام فلسفه و احکام دینی رخ می‌دهد.

ناقدین

1 ـ قطعی که از طریق «عقل»‌حاصل میشود،‌در هر صورت،‌ برای فرد، حجّت است و منحصر به بدیهیّات نیست. در امور نظری نیز اگر عقل به قطعیت میرسد، برای خود فرد، حجّت است.

2 ـ زمانی که عقل به قطع می‌رسد، ضرورتاً‌وحی و منابع دینی را تأویل می‌کند، زیرا اگر تبری از این امر نیست،‌ما با کلمات و متونی سروکار داریم که از نظر سند، صدور و محتوا، در اختیار ما است و ممکن است از نظر سند دچار اشکال بوده و احیاناً‌ اگر قطعی باشد ممکن است از نظر دلالت، ظنّی باشد.

به هر حال وقتی با یک متن مواجهیم و در کنار آن با احکام قطعی وحی به سراغ این متون می‌رویم، چاره ای جز تأویل آن متن نداریم و باید براساس آن چه عقل، عقل می‌فهمد، آن را بفهمیم.

3 ـ‌ فردی که تعقل می‌کند، چاره ای ندارد جز اینکه این فرایند را طی کند و از وحی، آن چیزی را بفهمد که با عقل به آن رسیده است. حال ناظر بیرونی می‌تواند بر مبانی و مقدمات آن عقل یا استدلال خدشه کند و یا آن فرد را به این نتیجه برساند که خلاف عقل عمل می‌کند. طبعاً اگر نتوانست باید او را معذور بدارد، زیرا وی فردی است که مبتنی به عقلانیت خویش به چنین نتیجه‌ای رسیده است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
قبل >