|
مجموعه حاضر با عنوان «نهضت توليد علم از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه)» نخستين اثراز مجموعه پژوهشهاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم درعرصه جنبش نرمافزاري وتوسعه علوم اسلامي ميباشد كه به منظور آشنايي با انديشههاي معمار كبير انقلاب اسلامي در مورد مؤلفههاي عام انقلاب فرهنگي وتوليد علم تدوين گرديده است. اينك پس از گذشت يك ربع قرن از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و روشن شدن خلأهاي تئوريك در زمينههاي فرهنگي و علمي براي پاسخگويي به نيازمنديهاي جامعه اسلامي، جهان اسلام و در افقي بالاتر نيازمنديهاي كل دنياي بشريت، جامه فرهيخته كشور در پي دعوت رهبر فرزانه انقلاب با ظرفيت جديدي در عرصه توليد علم و انديشه روبروست و خود را مخاطب اين پيام دانسته و وارد اين عرصه مهم و سرنوشت ساز گرديده است، بسيار بجاست كه آغاز راه با آشنايي با تفكرات و نظراتمؤسس و بنيانگذار اين نهضت مقدس باشد. بدون شك جايگاه عظيم و رفيع حضرت امام (ره) چه در عرصه حيات علمي و ايماني و چه در عرصه حيات سياسي، نظرات و انديشههاي ايشان رد افقي بسيار بالا و در موضعي راهبردي و استراتژيك قرار ميدهد و آشنايي و بكار بستن نظرات آن پير روشن ضمير ما را در شناخت درست راه و انتخاب اساسي و اصولي و مصون ماندن از خطا و به بيراهه رفتن براي دستيابي به آرمانهاي بلند آن رهبر بزرگ و انقلاب اسلامي ياري ميرساند. در اين مجموعه تلاش گرديده است انديشه امام راحل (ره) در يك نظام منسجم و منطبق با اصول انديشههاي آن امام بزرگوار گردآوري و تحليل شود. اين مجموعه در سه بخش و هفت تنظيم گرديده است. بخش اول: بررسي مؤلفههاي عام نهضت توليد علم اين بخش شامل 3 فصل ميباشد: فصل اول: تعريف، ضرورت و هدف توليد علم امام راحل در خصوص ايجاد افقهاي جديد در عرصه انديشه و نوآوري در مجموعه اطلاعات وعلوم مرتبط با حوزه مديريت نظام اسلامي، به معناي نرمافزاري و همچنين نهضت نرمافزاري تصريحاتي فراواني دارند و در باب ضرورت احياي نهضت توليد علم ديني هم ضرورت اين امور را نه تنها در سطح جغرافيايي و سياسي ملي بلكه براي جهان اسلام و بلكه دنياي بشريت مطرح ميكنند تا در سايه آن الگوهاي اراده سالم جامعه انساني طراحي گردد. بر اين اساس«ساخت تمدن اسلامي» و ايجاد الگوي اداره تمدن اسلامي دو هدف اصلي نهضت توليد علم از نگاه امام راحل ميباشد. فصل دوم: مباني نهضت توليد و توسعه علم در اين فصل دو مبناي «دين شناختي» و «معرفت شناختي» به عنوان دو مبناي اساسي در شناخت نهضت توليد علم در كلمات امام راحل (ره) بررسي ميگردد. در نگاه حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) خاتميت اسلام، جامعيت دين، قدرت سرپرذستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شؤون، سرپرستي دنيا و آخرت در جهت سعادت انسان، تعارض الگوهاي ديني با نظامهاي مادي و مجهز بودن اسلام به سامانه خاصي از سرپرستي، به عنوان ويژگيهاي اصلي اسلام به شمار ميروند. اين بررسي به ما نشان ميدهد كه نگاه امام به دين يك نگاه حداكثري بوده كه معتقد است دين قدرت سرپرستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شئون داراست و از بيان هيچ حكمي فروگذار نكرده است و ضمن رد مكاتب مادي سرپرستي دين فردي و اجتماعي كه منجر به نور هدايت و سعادت شود تنها بوسيله اسلام قابل تحقق ميداند. اما در باب معرفت شناسي، در بررسي بيانات و مكتوبات امام راحل (ره) به خوبي روشن ميشد كه نظر ايشان به علم، مطلق نيست و همه علوم را به طور مطلق مطلوب نميدانند و با تقسيم بندي علم به «خوب و بد» برخي علوم را استكباري ميدانند و در قضاوت نسبت به علم، همگان را به اين مورد توجه ميدهند كه علم در دست چه كسي از كجا، براي چه كاربردي، يا چه معيار شناختي و با چه نگاهي به طبيعت، توليد، توزيع يا مصرف ميشود. در ديدگاه حضرت امام (ره) علمي مطلوب است كه داراي ويژگيهايي از قبيل عدم تعارض با دين، عدم ايجاد وابستگي، همراهي با اخلاق و معنويت، مهار علم براي توسعه توحيد و معنويت باشد و مضافاً بر اينكه در ديدگاه امام (ره) جهانبيني حاكم بر ماهيت علم تأثير مستقيم دارد. بر اساس اين نگرش ايجاد آن دسته از رشتههاي علمي و تئوريهاي جديد مطلوب است كه در نهايت در خدمت توسعه كلمه توحيد در جامعه باشد و آنچه سمت و سوي پيدايش، تغيير و تكامل علوم را مشخص ميكند چيزي جز ديننيست. فصل سوم: گستره نهضت توليد علم از آنجا كه دين پاسخگوي تمام نيازهاي فردي و اجتماعي است و تمام عرصهها و شئون فردي و اجتماعي را پوشش ميدهد، طبعاً گستره اين نهضت علمي نميتواند كمتر از حوزه نيازمنديها باشد زيرا علم ابزار رفع نياز و ساماندهي نظام نيازها و ارضائات محسوب ميشود. حوزه و دانشگاه متكفل توليد معارف وعلوم لازم براي سرپرستي جامعه اند. لذا براي رسيدن به اهداف نهضت علمي ؟؟ خلأهاي موجود لزوم كاوش، باز توليد و پژوهش گسترده در جهت توسعه و تكمل اطلاعات و معارف اين دو نهاد ضرورت مضاعف پيدا ميكند. از منظر امام (ره) اجتهاد مصطلح كافي نبوده و ضمن حفظ سبك اجتنهاد سنتي و جواهري با دخالت دادن دو عنصر زمان و مكان پويايي و روزآمدي فقه حفظ شود و ؟؟ و اجتهاد جنبه عيني وعملي يابد و حضور اجتماعي پيدا كند و پاسخگوي نيازهاي حال و آينده بشريت باشد كه اين خود ضرورت تكامل روش اجتهاد و استنباط احكام اجتماعي و حكومتي را ميطلبد. در كنار تكامل روش اجتهاد، (حكم شناسي)، اصلاح روش موضوع شناسي نيز ميتواند از موضوعات جدي در نهضت نرمافزاري باشد كه اين امر گستره اين خيزش علمي را بيشتر ميكند از همين رو حضرت امام بر جنبه علمي پيدا كردن فقه و پياده شدن اصول حكم فقه در عمل فرد و جامعه و حضور همه جانبه روحانيت در صحنههاي اجتماعي و شناخت روابط حاكم بر دنيا و دارا بودن ديد سياسي و شناخت صحيح حكومت وجامعه و تغيير و تحولات نظام نيازمنديهاي جامعه تأكيد مينمايند. بديهي است كه اين نگاه كه حكمت را فلسفه عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت ؟؟ را تئوري واقعي و كامل اراده انسان و اجتماع از گهواره تا گور ميداند. با علوم اجتماعي سكولار كه دين را از حصنه حيات فردي و اجتماعي جدا ميكند بسيار متفاوت است و لزوم هماهنگي حكم شناسي با موضوع شناسي را بر اساس و محوريت دين اثبات مينمايد و ولايت اجتماعي بدون شناخت موضوعا كلان از زاويه دين ممكن نخواهد بود و در غير اين صورت تنظيمات كلان اجتماعي عرصه را بر دين تنگ خواهد كرد و به گوشه انزوا خواهد برد. بخش دوم: برنامه نهضت نرمافزاري در بخش دوم، برنامه نهضت نرمافزاري از نگاه امام راحل در غالب دو عنوان، «موانع و راهكارهاي توليد علم» بررسي گرديده است. فصل اول:موانع نهضت نرمافزاري و توسعه علمي در غرب زدگي : در باب موانع موارد زير به عنوان موانع اساسي توليد علم از نگاه امام راحل (ره) طرح گرديده است: نظام سلطه ماي كه فرهنگ ديني و مذهبي را مانع تسلط و سيطره خود ميداند، در جهت يكسانسازي فرهنگها و منطبق كردن با فرهنگ خود فرهنگ ملتها و خصوصاً مذهبي را شديداً مورد حمله قرار ميدهد و با بكارگيري ظرافتهاي خاص و ارايه الگوهاي نوين زندگي در قالب مدلهاي توسعه در بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و توليد مفاهيم علمي و تخصصي آن نوع زندگي ديگر جوامع را با الگوهاي حاكم بر تمدن غرب هماهنگ ميكند. در جامعه خود امروز شاهد نوع زندگي بر اساس آيندهاي از سنت و مدرنيته هستيم و در بسياري از موارد فرهنگ اصيل ملي و اسلامي به فراموشي سپرده شده است. پذيرش الگوي زندگي غربي همراه با نوعي دلبستگي به اين نوع از زندگي و تمدن باعث غفلت از لايههاي باطني اين تمدن و بي توجهي به فرهنگ غني اسلام گرديدهاست. تمدني كه با تنظيمات كلان بر اساس خواست انساني و رأي اكثريت جايي براي دخالت مفاهيم قدسي و دخالت دين در تعيين بايدها و نبايدهاي رفتار فردي و اجتماعي نگذاشته است. در اين بستر بخش تخصصي و علمي جامعه نيز به دنبال بدست آوردن استانداردهاي زندگي غربي بر اساس روشهاي علمي و وارداتي ميباشد باقي ماندن اين تعلق روحي و ميل عمومي براي جامعه ما خطرناك و مانع بزرگي براي شروع و همگاني شدن نهضت نرمافزاري محسوب ميشود. 2 ـ وابستگي تمام عيار: گمان عمومي تقليد از الگوهاي منجر به وابستگي در همه ابعاد جامعه ميشد. در اين بستر همان نيازها از غرب تأمين و يا به توليدات بومي نيز رنگ و لعاب غربي زده ميشود. مهمترين جلوه وابستگي، وابستگي فكري كه وابستگيهاي ديگر را به دنبال خواهد داشت. از جمله وابستگي فرهنگي كه هويت جامعه را از درون تهي ساخته و وابستگي در ابعاد سياسي و اقتصادي را نيز به دنبال خواهد داشت. نتيجه قهري وابستگي فكري و فرهنگي چيزي جز ارتزاق علمي از غرب نخواهد بود كه به مصرف زدگي در عرصههاي مختلف منجر خواهد شد و توده مردم و نخبگان جامعه مصرف كننده محصولات متنوع غربي خواهند بود كه آن نيز بر شدت و ابستگي جامعه خواهد افزود وابستگي فكري، فرهنگي، علمي و مصرف زدگي ناشي از آنها كه تماماً محصول روند غرب زدگي است. از موانع مهم نهضت توليد علم ميباشد. 3 ـ وجود كاستي در حوزه معرفت شناسي : همانگونه كه در بخش مباني نيز اشاره گرديد نگرشهاي دين حداقلي و علوم شناخت ابعاد و گستره دين و ارايه تصويرهاي ناقص و ناكارآمد از اسلام و بالاخره درك ناصحيح از رابطه علم و دين و حاكم نداستن جهت خاصي بر علم و واگذاري آن به انديشه بشري كه بشر نيز آن را توليد كرده و در حال ترقي ميباشد و تفكر جدايي دين از سياست و انحصار فقاهت به احكام فردي وعبادي وعدم دخالت روحانيت در امر سياست و حكومت، همگي از موانع بزرگ در راه تحقق نهضت نرمافزاري و توليد و توسعه علم به شمار ميروند. فصل دوم: راهكارهاي تحقق نهضت نرمافزاري و توسعه علمي در باب راهكارهاي توليد علم هم راهكارهاي زير در كلام امام طرح گرديده اند: 1 ـ آشناسازي جامعه با جلوههاي مختلف فرهنگ و تمدن غرب: اولين گام مهم در راستاي تحقق نهضت نرمافزاري و توليد عم آشناسازي جامعه با جلوههاي مختلف غرب، معرفي فرهنگ استعماري و نقد علوم، مفاهيم و مدلهاي عربي است تا جامعه متوجه ابعاد مخرب الگوهاي غربي و عدم سازگاري با زندگي ايمان شود. در اين فصل حاكميت مباني و اهداف ماديي بر فرهنگ تمدن غرب و بالطبع ارايه راهكارها و الگوهاي مادي و همچنين شناخت راههاي پيچيده و پيشرفته نفوذ آن به تفصيل بررسي ميگردد: اين شناخت باعث موضع گيري جامعه ايماني در برابر الگوهاي وارداتي و ايجاد عزم همگاني براي توليد معارف ديني جديد براي اداره اسلامي جامعه خواهد شد. 2ـ لزوم شناخت همه جانبه اسلام و معرفي صحيح آن : ارايه طرحها و روشهاي سازنده متناسب با اهداف انقلاب و جايگزيني آنها به جاي راهكارها و الگوهاي غربي مستلزم شناخت عميق و همه جانبه تمامي ابعاد اسلام ميباشد. مجموعه معارف فعلي ما پاسخگوي اين سطح از انتظارات و پاسخگويي به تمامي نيازهاي فردي و اجتماعي نميباشد لذا براي رسيدن به اين مهم بايد معارف ديني موجود به صورت متعبدانه و قاعده مند گسترش يافته و پاسخگوي به آن نيازها باشد و آحاد جامعه با ابعاد مختلف و تأثيرگذار اسلام آشنا شود. 3ـ ايجاد احساس مسئوليت در سطح عام و خاص: تحقق اين امر مهم جز از طريق به كارگيري تمام امكانات و ظرفيتها در بستر يك خواست عمومي در سطح جامعه و نخبگان علمي ممكن نيست. اين حركت عمومي با ايجاد احساس مسئوليت، بر انگيختن، حساسيت اجتماعي و تبديل اين هدف به ميل و خواست همگاني ممكن و ميسور است و بسيج همه ظرفيتهاي جامعه راه نيازمند است. لذا حضرت امام در بياناتشان سعي در تلخ جلوه دادن وابستگي در ذائقه ملت و ايجاد بيداري عمومي و روحيه احساس مسئوليت در تمامي آحاد جامعه داشته اندو با پرهيز دادن از روحيه بي تفاوتي جامعه را به گذشته درخشان خود و سعي در رسيدن به خود كفايي و اهداف بلند تشويق مينموده اند. اين احساس مسئوليت باعث ايجاد مشاركت در توسعه نظام و توجه به آسيبها و شكل گيري ميل و اراده همگاني براي رسيدن به مطلوب ميشود. 4 ـ تلاش براي جايگزيني فرهنگ توليد به جاي فرهگ مصرف در سطح عمومي و تخصصي: رواج رويحه مصرف زدگي علاوه بر تأثيرگذاري در سطح فرهنگ عمومي و روابط و آداب و رسوم غربي و ميل به مصرف محصولات تجملي، در سطوح فرهنگي تخصص نيز نفوذ كرده و نخبگان جامعه را در حد مترجم يا مصرف كننده محصولات علوم و الگوهاي مادي تنزل ميدهد و علاوه بر محروم جامعه اسلامي از فرهنگ انسان ساز و هدايت كننده اسلام، حضرت امام با حساسيت فراوان نسبت به اين مسئله در فرازهاي فراوان، جامعه را به نفي وابستگي در ابعاد مختلف و كسب خودكفايي دعوت مينمايند. تقويت روحيه اميد و ملت را به خود باوري، توكل به خدا، اتكا به ذهن و باور به داشتهها و ظرفيتهاي خودي توجه ميدهند. همچنين در اين راستا حضرت امام به تشويق و حمايتهاي مادي و معنوي از كسانيكه شجاعت مبارزه با جهل وناداني را داشته و شهامت ورود به عرصه توليدعلم و نظريه پردازي را دارند تأكيد نموده و به بكارگيري نيروهاي مؤمن و با تعهد كه در صحنههاي سرنوشت ساز كشور امتحان خود را پس دادهاند سفارش مينمايند. 5ـ تكيه بر مؤلفههاي ديني و انگيزههاي ايماني: از نكات بسيار مهم و راهگشا در تحقق نهضت نرمافزاري و توليد علم همانا استفاده از تجربه انقلاب اسلامي در بعد سياسي و موفقيت در عرصه آزمون دشوار دفاع مقدس است. عوامل موفقيت ما در اين مقاطع تكيه بر مؤلفههاي ديني و انگيزههاي ايماني جامه بود و حضرت امام (ره) با توكل بر خداي متعال و اعتماد بر مردم و بدون اتكاء به شرق وغرب و ياري جستن از روشهاي رايج زمان توانستند مديريت انگيزههاي مردمي را بر اساس باورهاي دين و مفاهيمي همچون محرم وعاشورا و فرهنگ ايثار و شهادت بدون وعده و وعيدهاي مادي بر عهده گرفته و پيروزي انقلاب اسلامي را تضمين از آزمون بزرگ جنگ سربلند و پيروز خارج شوند. انقلاب فرهنگي و تحقق آن بدون تكيه بر حركت جهادي عرصه علمي ممكن نخواهد بود و اگر مردم احساس كنند كه حركت آنها نوعي جهاد با دشمن محسوب ميشود و دشمن از سنگر علم و الگوهاي توسعه اجتماعي به مبارزه با مفاهيم قدسي و الهي پرداخته است در اين جهاد علمي و باز پس گرفتن سنگرهاي كليدي از درشمن درنگ نخواهند كرد. بخش سوم: «حاملان و مخاطبان» نهضت نرمافزاري و توسعه علمي در مباحث گذشته به خوبي روشن گرديده است كه مجموعه معارف و اطلاعات موجود در جامعه براي نيل به اهداف تعريف شده توسعه الهي نظام و رفع خلأهاي جامعه كافي نميباشد. ما از يك سو نيازمند فهم حداكثري از دين و شناخت باعاد و لايههاي تازه و عميقتر از دين و از سويي ديگر محتاج توليد علوم، نظريههاي كاربردي و الگوهاي عملي برگرفته از مباين معرفت الهي هستيم. بنابراين مخاطبان خاص نهضت نرمافزاري و توليد و توسعه علمي دو نهاد فرهنگ ساز و توليد كننده معارف و اطلاعات مورد نياز جامعه يعني حوزه و دانشگاه ميباشند. در كنار آن دو نهاد حكومت نيز مسئول تعريف نظام نيازمنديهاي جامعه و عوامل آسيب رسان تهديد كننده نظام اجتماعي براي نهادهاي حوزه و دانشگاه با هدف چارهانديشي توسط آنان و نيز ساماندهي ظرفيتهاي اجتماعي و ايجاد بستر لازم و انجام پشتيباني و تأمين امكانات و مقدورات براي تحقق اين مهم ميباشد. در اين بخش جايگاه و اهميت هر يك از اين نهادها در نظام اجتماعي ديدگاه حضرت امام نسبت به هر يك از نهادهاي حكومت، حوزه و دانشگاه و وظايف مهمي كه بر عهده دارند و مطالباتي را كه حضرت معظم له از هر كدام از اين نهادها براي پاسخگويي به مشكلات اجتماعي و ساختاري جامعه و تعامل هميشگي اين نهادها در راستاي برنامهريزي بر اساس ارزشها داشته اندبه تفصيل ذكر گرديده است. در اين پژوهش حدوداً 270 مورد مستند از فرمايشات و مكتوبات حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) ذكر گرديده است و سعي گرديده است كه چارچوب بحث بر اساس مكتب فكري تئوريسين بزرگ انقلاب اسلامي ارايه شود و تمام مباحث به بيانات و مكتوبات آن بزرگوار استناد داده شود.
|